فیلم های آموزشی وآزمون مصاحبه/مکالمه آیلتس و تافل / IELTS & TOEFL Videos-Speaking Test  مجموعه جامع فیلم های آزمون آیلتس و نکات آموزشی به صورت تصویری----مجموعه کامل ضرب المثل ها، اصطلاحات و عبارات رایج زبان انگلیسی با معنی فارسی  English-Persian(Farsi) Proverbs, Idioms & phrases----top students best students بهترین دانشجو www.Asre-Zaban.ir----آیا می دانستید؟ Did you know (www.Asre-Zaban.ir

دوره آیلتس IELTS - خصوصی و عمومی - بلند مدت و کوتاه مدت
آکادمی عصرزبان - تهران آیلتس Tehran IELTS - دوره های آیلتس IELTS را به طور تخصصی و با برنامه ریزی ویژه برای زبان آموزان عزیز با اهداف متفاوت برگزار می کند. با توجه به تجربه طلایی عصرزبان در آماده کردن زبان آموزان برای آزمون بین المللی آیلتس IELTS، کیفیت آموزشی و استفاده حداکثری از زمان محدود تضمین می شود. شایان ذکر است با وجود اینکه آکادمی عصرزبان کیفیت آموزشی  دوره آیلتس و تافل و دیگر دوره ها را تضمین می کند اما موفقیت نهایی تا حد بسیار زیادی بستگی به تلاش زبان آموزان گرامی و دنبال کردن برنامه های ارایه شده توسط اساتید آکادمی عصرزبان دارد. آشنایی بیشتر با آزم...Read more
کلاس های عمومی و خصوصی تخصصی آزمون EPT و MSRT ای پی نی و ائ اس ار تی
آزمون EPT - آزمون MSRT - امتحان EPT / MSRT - تست EPT/MSRT  TEST      >>> آکادمی عصرزبان -تهران آیلتس- کلاس های خصوصی و عمومی *تخصصی* ویژه آزمون های EPT و MSRT برگزار می کند. لازم به ذکر است آزمون EPT جهت تایید دانش انگلیسی عمومی دانشجویان دکتری دانشگاه آزاد برگزار می شود وحداقل نمره مورد نیاز برای دانشجویان اکثر رشته ها 50 می باشد. در آکادمی عصرزبان سعی می شود با برنامه ریزی مشخص ویژه این آزمون ها وبا بهره بردن از اساتید مجرب، دانشجویان به سطح آمادگی مورد نیاز در کوتاه ترین زمان ممکن برسند. شایان ذکر است بخش واژگان این آزمون از لغت هایی تشکیل می شود که هماهنگی چندانی با...Read more
مجموعه کامل ضرب المثل ها، اصطلاحات، جملات و عبارات رایج زبان انگلیسی با معنی فارسی English-Persian(Farsi) Proverbs, Idioms & phrases

مجموعه کامل ضرب المثل ها، اصطلاحات، جملات و عبارات رایج زبان انگلیسی با معنی فارسی  English-Persian(Farsi) Proverbs, Idioms & phrases

 

آکادمی/آموزشگاه عصر زبان *تهران آیلتس TehranIELTS* به 'زبان آموزان این آکادمی' تقدیم میکند:

مجموعه کامل ضرب المثل ها، اصطلاحات، جملات و عبارات رایج زبان انگلیسی با معنی فارسی  English-Persian(Farsi) Proverbs, Idioms & Phrases

ضرب المثل های فارسی با ترجمه انگلیسی و ضرب المثل های انگلیسی با ترجمه فارسی

  • To have roving eyes  چشم هیز داشتن
  • To cast the evil eye on sb  کسی را چشم زدن
  • To grease one's palm  سیبیل کسی را چرب کردن
  • Don't sidetrack the issue  به کوچه علی چپ زدن/خودت را به کوچه علی چپ نزن
  • He has experienced ups and downs of life  او پستی بلندی های زندگی را گذرانده است/ مویش را در آسیاب سفید نکرده است
  • To shilly shally شل و سفت کردن
  • To get up on a high horse  خود را عالم دانستن/خودرا برتر از دیگران دانستن
  • If it ain't broke, don' fix it     تا زمانی که چیزی خوب کار میکند عوضش نکن
  • You can't teach an old dog new tricks!  تغییر او بسیار دشوار است/دیگر برای یادگیری دیر است/دیگر زمان یادگیری جوانترهاست
  • Why keep a dog and bark yourself?  وقتی کاری را به دیگری سپردی، چرا هنوز خودت انجامش می دهی؟
  • Don't play with fire  با دم شیر بازی نکن/پا رو دم شیر نذار
  • He is the pride of his country مایه افتخار کشورش است
  • To fall in love at first sight با نگاه اول عاشق شدن
  • One must suffer in silence باید سوخت و ساخت
  • I kept saying it till I was blue in face انقدر گفتم که زبونم مو در اورد
  • Religious minorities اقلیت های مذهبی
  • There is no ifs and buts اگر و اما ندارد
  • To ask quarter امان خواستن
  • You have no privileges over others شما امتیاز یا برتری به سایرین ندارید
  • A concession امتیاز بهره برداری (از معادن)
  • To order someone around به کسی امر و نهی کردن
  • To raise/build up someone’s hopes کسی را امیدوار کردن
  • My hopes were dashed امیدم به یاس تبدیل شد
  • In car driving he is not a patch on me در اتومبیل رانی انگشت کوچکه من هم نمی شود
  • To find fault with something از چیزی ایراد گرفتن
  • To stand in attention خبردار ایستادن
  • Easy come, easy go باد اورده را باد می برد
  • To squander a fortune فرصت را از دست دادن
  • To be living off somebody سربار کسی بودن
  • The market is slack بازار کساد است
  • To annul/ abrogate a contract قرار دادی را باطل کردن
  • I’m short of money دست و بالم تنگ است
  • To give a person scope/ latitude به کسی بال و پر دادن
  • To clip one’s wings دست و پای کسی را قیچی کردن
  • An invalid objection ایراد بی جا
  • I was not born yesterday بچه که نیستم
  • Don’t be childish بچگی نکن
  • Mummy’s pet بچه ننه
  • He wont raise a finger to help از او بخاری در نمی اید
  • Luck was on our side بخت با ما یار بود
  • To win someone’s heart دل کسی را بردن
  • Man proposes, god disposes از تو حرکت .از خدا برکت
  • Thanks to… از برکت وجود....
  • He has been bed ridden for years سال ها است که بستری است
  • She is related to me با من نسبتی دارد
  • He is poor as a church mouse اه در بساط ندارد
  • The road was blocked راه بسته بود
  • To feather one’s nest بار خود را بستن (مال وثروت)
  • To levy taxes مالیات بستن
  • To conclude a contract قرار داد بستن
  • She was dejected and forlorn بغض کرده بود
  • To be chocked with anger بغض کردن
  • She burst into tears بغضش ترکید
  • To butter a person up هندوانه زیر بغل کسی دادن
  • They pinched my keys کلید هایم را بلند کردند
  • This stone won’t lift این سنگ بلند نمی شود
  • He is a “ yes”man ادم بله قربان گو
  • What basis /ground بر چه اساسی؟
  • To build on sand کار بی اساس گردن
  • I was admitted as an exceptional case استثنائا مرا قبول کردند
  • I can not bear it any longer تحملم تمام شده است
  • He has a large frame استخوان بندی اش درشت است
  • To have gone through the mill استخوان خورد کردن (تجربه اندوختن )
  • He is gifted/talented man ادم با استعدادی است
  • To resign one’s post از مقام خود استعفا دادن
  • Did you make any profit in this deal ایا در این معامله استفادهای داشته اید؟
  • What is in it for me برای من چه استفاده ای دارد؟
  • I benefited greatly from that از ان استفاده زیادی کردم
  • To take advantage of an opportunity ار فرصت استفاده کردن
  • An opportunist /a time -server ادم استفاده جو
  • Leave with pay مرخصی با حقوق
  • This book went down well with the public این کتاب مورد استقبال مردم قرار گرفت
  • By virtue of the existing evidence به استناد شواهد موجود...
  • To do something in desperation از روی ناچاری کاری را انجام دادن
  • It has built up quite a reputation اسمش خوب در رفته
  • I’ll eat my hat if I don’t do it اگر این کار را نکنم اسمم را عوض می کنم
  • He made over the house to his son خانه را به اسم پسرش کرد
  • Some friends who shall be shameless برخی از دوستان که اسمشان را نمی برم
  • Slip of the tongue اشتباه لفظی
  • I have a poor appetite اشتها ندارم
  • To keep back one’s tears جلوی اشک خود را گرفتن
  • I am not pressing for it چندان اصراری ندارم
  • The so-called intellectuals اشخاص به اصطلاح روشنفکر
  • In medical terminology در اصطلاح پزشکی
  • Lets get to the point برویم سر اصل مطلب
  • He is incorrigible ادم اصلاح پذیری نیست
  • To amend a law قانونی را اصلاح کردن
  • By no means/not at all اصلا و ابدا
  • I will not comment on this issue درباره این مطلب اضهار نظری ندارم
  • To plead ignorance اضهار بی اطلاعی کردن
  • To air one’s knowledge اضهار فضل و دانش کردن
  • I will sign it on your word به اعتبار شما ان را امضا میکنم
  • Fall weather is not quite dependable هوای پائئز چندان اعتباری ندارد
  • Hunger srike اعتصاب غذا
  • To have influence toward something نسبت به چیزی بی اعتنائی کردن
  • A declaration of war اعلام جنگ
  • To exert pressure اعمال فشار کردن
  • To be full of coceit پر افاده بودن
  • I have been laid up for a couple of days یکی دو روزاست در منزل افتاده ام (بستری شده ام)
  • He grew / broke out of this habit این عادت از سرش افتاد
  • You have come out well in this photo توی این عکس خوب افتاده اید
  • All the expenses fell on him تمتم مخارج به گردن او افتاد

 

  • I’m working here nonstopیک بند دارم اینجا کار می کنم
  • To pick on someoneبه کسی گیر دادن
  • I was totally tongue tiedزبانم حسابی بند امده بود
  • My heart sank into my bootsبند دلم پاره شد
  • A good for nothing / A nincompoopادم بی خاصیت
  • A fusspotادم بهانه گیر (ایزادی )
  • So much the betterچه بهتر
  • A friend or rather a brotherدوست یا بهتر بگویم یک برادر
  • I was tiptoe with excitementاز روی هیجان روی پا بند نمی شدم
  • To incite someoneزیر پای کسی نشستن
  • Nobody can catch up with himکسی به پای اونمی رسد
  • He was framedبرایش پا پوش دوختند
  • To harass /pester somebodyپا پیچ کسی شدن
  • To over power somebodyکسی را از پا دراوردن
  • To play for time /to hang backاین پا و ان پا کردن
  • Our family honor is at stackپای شرافت خانوادگی ما در میان است
  • To step on someone’s toesپا تو کفش دیگران کردن
  • To turn up one’s toesفوت کردن
  • To stand aside /to draw backپای خود را کنار کشیدن
  • To abide by rules and regulationپایبند قوانین و مقررات بودن
  • To pull the stringsپارتی بازی کردن
  • He is well grounded in mathپایه ریاضی اش قوی است
  • To work on someoneکسی را پختن
  • You son of a gunپدر سوخته ( به شوخی )
  • Politics has no scruplesسیاست پدر و مادر ندارد
  • To give someone hellپدر کسی را در اوردن
  • To recoup one’s loosesجای ضرر و زیان را پر کردن
  • Outlaying villagesروستای پرت و دور افتاده
  • There is not a living soul thereپرنده پر نمیزند
  • I had a narrow escapeخطر از بیخ گوشم گذشت
  • I’ll take back what I saidحرفم را پس می گیرم
  • To be between the devil and the deep seaراه پیش و پس نداشتن
  • To have pushپشتکار داشتن
  • To be a money grubberپول پرست
  • He is rolling in moneyپولش از پارو بالا میرود
  • He is as straight as a dieبی شیله پیله است
  • Third time luckyتا سه نشه بازی نشه
  • The story repeats itselfتاریخ تکرار خواهد شد
  • The night is sill youngتازه اول شب است
  • Take a fresh sheet of paperیک ورق سفید بردار
  • He is nouveau richeتازه به دوران رسیده است
  • To over step one’s limitsاز حدود خود تجاوز کرد
  • Onion stimulates appetiteپیاز اشتها را باز می کند
  • Its excites my curiosityکنجکاویم را تحریک میکند
  • To look down on someoneکسی را تحقیر کردن
  • In fear tremblingبا ترس و لرز
  • He shred his fearترسش ریخت
  • I have splitting headacheسرم دارد از درد میترکد
  • Without alteration and amendmentبدون دخل و تصرف
  • To settle accounts with someoneبا کسی تصفیه حساب کردن
  • To blow one’s own trumpetاز خود تعریف کردن
  • Racial prejudice prevails in some countriesدر بعضی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
  • A counterfeit banknoteاسکناس تقلبی
  • He is just a copy- catاز مد تقلید کورکورانه کردن
  • To be left in the airبلاتکلیف ماندن
  • Do up your shirt buttonsتکمه های پیراهنت را ببند
  • A morsel of breadیک تکه نان
  • To rear into bits and peacesتکه تکه کردن
  • To make it up to someoneتلافی کردن
  • Acrimonious wordکلمات تلخ و نیش دار
  • Nothing hurt like truthحقیقت تلخ است
  • To feast one’s eyes on someoneاز تماشای چیزی لذت بردن
  • Seven solid yearsهفت سال تمام ( ازگار )
  • With utmost careبا دقت تمام
  • The matter is as good as settledموضوع را تمام شده تلقی کنید
  • The car mechanic does a neat jobاین مکانیک کارش تمیز است
  • Hand to hand fightingجنگ تن به تن
  • He is a man who would stop to anythingاو ادمی است که به هر کاری تن میدهد
  • He is self-indulgentادم تن پروری است
  • You are asking for itمثل این است که تنت می خوارد
  • I have outgrown my suitsلباسهایم برایم تنگ است
  • I am pinched for moneyدست و بالم تنگ است
  • He is the sole heirتنها وارث اوست
  • He is a tight-lipped manادم توداری است
  • To take into considerationمورد توجه قرار دادن
  • From the bottom of my heartاز ته دلم
  • To piss in the same potسر و ته یک کرباسند
  • To use upته چیزی را بالا اوردن
  • I have a cramp in my legپایم تیر میکشد
  • To kill two birds with one stoneبا یک تیر دو نشان زدن
  • A shot in the darkتیری در تاریکی
  • the dog picked up his earsسگ کوشهایش را تیز کرد
  • I was stung for 5 dollars5 دلار تیغم زدند
  • He is unstable manادم بی ثباتی است
  • Fruitless effortکوشش بی ثمر
  • To set a boneاستخوان جا انداختن
  • I could pass for a Greekمیتوانم خودم را یونانی جا بزنم
  • He was frightened and gave inترسید و جا زد
  • He was killed on the spotجابجا کشته شد
  • I am fed up to the back teethجان به لبم رسید
  • Ship – shapeمنظم و مرتب
  • مو به تنم سیخ شدMy hair stood on end
  • To get in someone’s hairموی دماغ کسی شدن
  • Soaking wetمثل موش آبکشیده
  • A five-day deadlineیک مهلت 5 روزه

  • خواهش می کنم مهمان من باشیدPlease be my guest
  • امشب بیرون مهمان هستیمwe are invited out tonight
  • مهمان ناخواندهAn unwelcome guest
  • پا در میانی کردنto meditate/intervene
  • بین خودمان باشدbetween you and me
  • به کسی میدان دادنto give someone elbow-room
  • با ناز و عشوهwith winsome airs and graces
  • ناز کردنto be coy
  • در ناز و نعمت به دنیا آمدto be born with the silver spoon in one’s mouth
  • شش سر ناخور داردhe has six mouths to feed
  • سر به سر کسی گذاشتنto pull one’s leg/to kid someone
  • خجالت سرش نمی شودshe has no sense of shame
  • آب پرتقال را یکباره سر کشیدhe gulped down the orange juice
  • به سر کسی شیره مالیدنto pull the wool over someone’s eyes
  • همه شون سر و ته یک کرباسندthe pee in the same spot
  • چیزی را سرسری گرفتنto make light of something
  • کسی را سر دواندنto stall someone
  • با کسی سر کردنto put up with somebody
  • سر صحبت را با کسی شروع کردنto strike up a conversation with someone
  • سرش توی حساب استhe knows the scene
  • کسی را سر کیسه کردنto swindle someone
  • راس ساعت 8on 8 o’clock sharp
  • کاری را سمبل کردنto scuffle through a job
  • تازه سر شب استthe night is still young
  • سرو گوش آب دادنto noise around
  • سر به سر شدنto be even
  • کسی را دلسرد کردنto discourage a person
  • رفتار بدی با کسی داشتنto give someone the cold shoulder
  • سرد و گرم زندگی را چشیده استshe’s experienced the ups and downs of life
  • سفت کن شل کن درآوردنto play fast and lose /to shilly-shally
  • چک سفیدa blank check
  • سگ خور شدit went sown the drain
  • سگ صاحبش را نمی شناسدdog eats dog
  • روی سگ کسی را بالا آوردنto get someone’s back up
  • سنگ تمام گذاشتنto go flat out
  • گوشش سنگین استhe’s hard of hearing
  • مسافر سوار کردنto pick up a passenger
  • سوار شوهرش است ( تسلط)she leads her husband by the nose
  • فعلاً که ایشان سوارند (قدرت را در دست دارند)for the moment he’s in the saddle
  • حسابش از بقیه جداستhis case is apart from the others
  • من در جریان نیستمI’m in the dark / I’m not in picture
  • قناری و جفتشa canary and its mate
  • کتابی را جلد کردنto bind a book
  • خوب جلوه دادنto put in a favorable light
  • از جایش جنب نخوردshe didn’t budge
  • با هم جور در می آییمwe got along fine
  • جیب کسی را زدنto pick somebody’s pocket
  • چاره ای نیستit can’t be helped
  • بزن به چاکbuzz off
  • چشمش لوچ استshe is cross-eyed
  • چپ چپ نگاه کردنto give a dirty look
  • خودت را به کوچه علی چپ نزنdon’t sidetrack the issue
  • محاسن به معایب می چربدthe advantage outweigh the disadvantages
  • سیبیل کسی را چرب کردنto grease one’s palm
  • از آنهایی است که مثل کنه می چسبدshe is the clinging sort
  • آدم نچسبی استhe is antipathetic
  • چرا چسبیدی به این موضوعwhy have you seized in this topic
  • به چیزی چشم دوختنto fix one’s eyes in something
  • چهار چشمی پاییدنto be all eyes
  • چشم و هم چشمی کردنto keep up with Jonses
  • من که چشمم آب نمی خوردI am skeptical
  • چشمت کورyou had it coming to you
  • چشم زدنto cast the evil eye (on someone)
  • چشم چرانی کردنTo have roving eyed
  • تا جایی که چشم کار می کردAs far as the eye could see
  • چشم بسته چیزی خریدنTo buy a pig in poke
  • این را از چشم تو می بینمI blame you for it
  • چکش برگشتHis check bounced
  • زاغ سیاه کسی را چوب زدنTo shadow someone
  • خبر چینی کردنTo tell tales
  • حالا این شد یک چیزی /این شد یک حرف حسابیNow this makes sense
  • حاشیه رفتنTo beat about the bush / to quibble
  • خب معلومه دیگهIts obvious enough
  • مفت خورA parasite / sponger
  • حرف مفت زدنTo talk thru one’s hat
  • چرا گذاشتی مفت از چنگت در برودWhy did you let it slip thru your finger
  • پول مفت گیرش آمدهShe has had a windfall
  • در مقابل بدهی هایمانAgainst our debts
  • مگر اینکه خلاف آن ثابت شودUnless the contrary is proved
  • مگس پراندنTo idle away one’s time
  • آدم با ملاحظه/ بی ملاحظه ای استShe is a considerate / inconsiderate
  • رنگ های ملایمMiddle colors
  • منت کسی را کشیدنTo beg someone’s favors
  • هیچ جا منزل آدم نمی شودHome , sweet home
  • دماغ سوخته شدنTo be rebuffed
  • دلم از این می سوزد که ...What burns me is that…
  • هر سوراخ سمبه ایEvery nock and corner
  • باید آمپول بزنیYou must have shot /injection
  • پایم سوزن سوزن می شودI feel pains needles in my legs
  • کسی را سوگند دادنTo put someone an auth
  • تقاضای پناهندگی سیاسی کردنTo ask for political asylum
  • صد سال / عمراًNever ever /over my dead body
  • چشمم سیاهی می رودEverything swims before my eyes
  • موهایش سیخ شدHis hair stood on end
  • از سیر تا پیازFrom A to Z
  • گلوی خود را صاف کردنTo clear one’s throat
  • خود را با شاخ گاو بازی دادنTo beard the lion in his den
  • به موضوعی شاخ و برگ دادنTo embroider /embellish a subject
  • دروغ شاخدارA blatant lie
  • از تعجب شاخ در آوردنI hit the roof
  • رو شاخش است ( حتمی است)It is in the bag
  • با کسی سرشاخ شدنTo lock horns with someone
  • از این شاخه به آن شاخه شدنA rolling stone gathers no moss
  • خر شانس بودنTo have the luck of the devil
  • همین که خر خودش از پل گذشتThe moment he gets off the hook
  • کسی را خر کردنTo dupe someone
  • خر گیر آوردی؟Do you take me for a fool
  • خر همان خره پالونش عوض شدهThe same cart , different driver
  • اشتهایت را خراب نکنDon’t spoil your appetite
  • ماشینم خراب شدMy car broke down
  • دندانهایم خراب استI have decayed teeth
  • در این خراب شده هیچ چیز گیر نمی آوریYou cant find anything in this God forsaken place
  • سر کسی خراب شدنTo descend on / upon someone
  • مخارج را پایین آوردنTo cut down expenses
  • مثل ریگ خرج کردنTo spend money like water
  • آفتابه خرج لحیم استThe game is not wroth the candle
  • خرجم از دخلم بیشتر استMy expenditure exceeds my income
  • خشکم زدI was stunned
  • یک تشکر خشک و خالیA bare “thank you “
  • زمانی که خشک و تر با هم بسوزندWhen saints and sinners suffer alike
  • برایم چند خط ( نامه ) بنویسDrop me a line
  • کسی برای حرف هایش فاتحه هم نمی خواندHe carries no weight
  • این خط و این نشانYou mark my words
  • فرمانده جان سربازان را به خطر انداختThe commander jeopardized the life of the soldiers
  • با سوال هایت داری مرا خفه می کنیYou are pestering me with your questions
  • مطلب را در چند کلمه خلاصه خواهم کردI shall sum it up misinformed
  • خلاف به عرضتان رسانده اندyou have been misinformed
  • حاصل یک عمرThe fruit of a life time
  • از حد و حدود خود تجاوز کردنTo exceeds one’s limits
  • روز تعطیلم حرام شدMy holiday was spoiled
  • حرفش حرف استHe is a man of his word
  • این شد یک حرف حسابیThat makes sense
  • از تو حرکت ، از خدا برکتMan proposes, God disposes
  • این یک ریسک حساب شده استThis is calculated risk
  • دیگه با هم حسابی نداریمWe are even
  • آدم بد حسابی استHe is a defaulter
  • با ما زیاد حساب کردHe overcharged us
  • با کسی تسویه حساب کردنTo pay off someone
  • حساب هایم غلط از کار درآمدI miscalculated
  • آدم حساسی استShe is very touchy
  • حسن نیت داشتنTo mean well
  • می توانم از حفظ بخوانمI can recite from memory
  • برای حفظ آبروTo keep up appearances
  • حق السکوت خواستنTo pay hush money
  • حقت بودYou asked for it / you deserved it
  • حق کشی کردنTo trample upon justice
  • حقیقت عاقبت آشکار می گرددTruth will out
  • حلال زادهTalk of the devil
  • وضع حمل کردنTo deliver a child
  • دست کسی را تو حنا گذاشتنTo leave someone holding a baby
  • حواسم جای دیگر بودMy mind was elsewhere
  • حواست را جمع کنPull yourself together
  • حیف است که ...It’s a pity that…
  • خجالت بکشShame on you
  • خدا خدا می کردمI was keeping my fingers crossed
  • خر تو خر بودIt was an avsolute chaos
  • هر خری می داندAny fools knows that
  • خر نشوDon’t be fool ass
  • خر پول استHe’s loaded
  • اگر خلافش ثابت شودIf the country is proved
  • میل ندارم خلوتم بهم زده شودI don’t want my privacy disturbed
  • زیر خنده زدنTo burst into laughter
  • تماشاچیان از خنده روده بر شدندThe audience was in the stitches
  • جوک بی مزهA silly joke / a flat joke
  • رگ خواب کسی را به دست گرفتنTo know someone’s blind spot
  • خوابهای خوش ببینیPleasant dreams
  • ساعت ها در خواب و خیال بودنTo day-dream for hours
  • خواباند توی گوششShe slapped him
  • سرو صدا ها خوابیدThe noise died down
  • بادش خوابید (ورم)The swelling subsided
  • به خواست خداGod willing
  • دم در شما را می خواهندYou are wanted at the door
  • خواستن توانستن استWhen there is a will , there is a way
  • می خواهی بخواه نمی خواهی نخواهTake it or leave it
  • می خواهم از شما خواهشی بکنمI have a favor to ask you
  • خواهشی را رد کردنTo turn down a request
  • خواهشی را برآورد کردنTo grant a request
  • به موقع رسیدیYou ‘re in the nick of time
  • مرد خود ساختهA self-made man
  • از خود بی خود شدنTo be carried a way
  • بی خود می کند دخالت می کندHe has no business to interfere
  • دلم خون استI’m sore-hearted
  • پشت دستش را داغ کرد که دیگر قمار بازی نکندHe has bowed not to gamble again
  • بدون دخل و تصرفWithout any alterations/ manipulations
  • از این کار چیزی در نمی آیدNothing will come out of this
  • از دهنم در رفتIts slipped my tongue
  • چای دم کردنTo brew tea
  • سرت را بدزدDuck / dodge your head
  • دزدکی وارد خانه شدHe slipped into the room
  • دیگه دست من نیستI cant help it /it is beyond my control
  • دست به دلم نگذارDon’t aggravate my grief
  • دست از پا درازتر برگشتHe came back with his tail between his legs
  • چرا دست بردار نیستیWhy don’t you come off it
  • اگر دستم به او برسدIf I lay my hands of him…
  • دست پاچه شدنTo lose one’s head
  • انگلیسی دست و پا شکسته صحبت کردنTo speak broken English
  • این کتاب را روی دست می برندThis book sells like hot cakes
  • دست و پا چلفتی یودنTo be all thumbs
  • از قصدی این کار را کردHe did it on purpose
  • دل به دل راه دارهThe feeling is mutual
  • دلم شور می زنهI’m on edge
  • سفره دل را گشودنTo wear one’s heart on one’s sleeve
  • دلت را خوش نکنDon’t delude yourself
  • دلم را به هم می زندIt turns my stomach
  • دلم هری ریخت پایینMy heart sank
  • با دم خود گردو شکستنTo feel on top of the world
  • برو دماغت را بگیرGo blow your nose
  • آدم یک دنده ای استHe’s pig headed
  • دک و دنده کسی را خورد کردنTo beat someone black and blue
  • دور دور آنهاستIt is their hay day
  • این دور از شان شماست که ...It’s beneath your dignity to…
  • نسبت دوری با ما داردHe’s distantly related to us
  • در دوران پادشاهیDuring the reign of…
  • دهن کجی کردنTo make faces
  • دهن لق بود نTo have a loose tongue
  • دهنش هنوز بوی شیر می دهدHe’s still wet behind the ears
  • دیری نگذشت که ..It wasn’t long before…
  • دیگه چی شده ؟What is it now?
  • دیگه بهترSo much the better
  • رفت و گیر نیامدHe went for good
  • دیواری کوتاه تر از دیوار من پیدا نکردShe picked on me, of all people
  • با شوق و ذوقWith alacrity and enthusiasm
  • قطع رابطه کردنTo break off relationship
  • راز نگهدار بودنTo be tied-lipped
  • مرد راحت طلبی استHe’s a man of leisure
  • چرت و پرت گفتن / داستان سر هم بند کردنTo tell a cock –and-bull story
  • مشاجره را انداختنTo send a traveler on his way
  • هر طور بخواهید با شما راه می آیمI’m ready to compromise
  • رفیق نیمه راه بودنTo be a fair-weather friend
  • چیزی را به رای گذاشتنTo put something to the vote
  • با رضایت طرفینBy mutual consent
  • بچه به مادرش رفتهThe kid was taken after his mother
  • برو برگرد نداردThe die is cast
  • آدم بی رگی استHe’s callous
  • رمز گاو صندوق چیست ؟What is the combination of the safe?
  • کشف رمز کردنTo decipher / to decode
  • رنگش خواهد رفتThe color will fade
  • همه را رنگ می کندHe swindles everyone
  • روی آدم خجالتی را باز کردTo draw out a shy person
  • روی کسی را زمین انداختنTo turn someone down
  • آن را روی سگم را بالا نیارDon’t get my back up
  • کسی را از رو بردنTo outface somebody
  • آدم روشنفکری استHe is an open-minded person
  • کسی را بر علیه کسی شوراندنTo take someone against someone else
  • ریش گذاشتنTo grow a beard
  • ناگهان زبانم بند آمدSuddenly I was tongue-tied
  • آدم چرب زبانی استHe has a glib tongue
  • زمین گیر شدنTo become bed ridden
  • خیلی زود رنج استShe’s very touchy
  • حرف زور زدنTo bully
  • به زور از کسی اعتراف گرفتنTo force a confession from somebody
  • زور آخر خود را زدنTo exert oneself to the outmost
  • زندگی را زهر کردنTo embitter one’s life
  • مهمانی را به ما زهر کردShe wrecked the party for us
  • به کسی زهر خوراندن ( مسموم کردن )To poison someone
  • زیاد اهل سینما نیستمI’m not much of a movie-goer
  • اتومبیل او را زیر گرفتHe was run over by a car
  • زیر و رو کردن ( خاگینه)To turn topsy-turvy
  • رقبا علیه ما تبانی کردنThe competitors colluded against us
  • بساز و بفروش استHe is a jerry-builder
  • آدم ساده لوحA naive person/ a simpleton / imbecile
  • مثل سایه کسی را تعقیب کردنTo shadow someone
  • سبیل کسی را چرب کردنTo grease someone’s palm
  • به پدرتان بسپارید که...Leave word with your father that
  • His/Her cake is dough    دستش نمک نداره
  • I felt like a fool   سنگ رو یخ شدم
  • We have a lot of in common   ما باهم تفاهم داریم
  • Eat my heat off   مخمو خوردی
  • I was shame stricken  از خجالت آب شدم
  • I’m in tip-top shape today!  من امروز توپ توپم
  • I’m sick of it   حالم از این وضعیت بهم میخوره
  • Keep your head   دست و پات رو گم نکن
  • I’m not in a good mood    حال و حوصله ندارم
  • You were sublime    کارت حرف نداشت
  • I stand by what I did    پای کاری که کردم وایمیسم
  • You’re over the hump   سربالایی رو گذروندی
  • You heard me    درست شنیدی
  • You are adorable    خیلی دوست داشتنی (قابل ستایش) هستی
  • It’s impressive    قابل تحسینه
  • Pull the other one    خالی نبند
  • Don’t pick on me    به من گیر نده
  • Don’t look the other way    خودتو به اون راه نزن
  • Are U happy or married?   مجردی یا متاهل؟
  • The rest is history…   باقیش رو خودت می دونی
  • I don’t blame you   سرزنشت نمی کنم
  • He/She drives me crazy    رو اعصابم راه میره، دیوونم کرده
  • Have you chicken out already?    هیچی نشده جا زدی
  • I’m still finding my feet   تازه دارم به ان عادت میکنم
  • Knock on wood   بزنم به تخته
  • You don’t have to settle   نباید جا بزنی
  • Don’t you talk back to me   (جواب منو نده (حاضر جوابی نکن
  • where are you off to in such a hurry?  با این عجله کجا می ری؟
  • It’s a long story   این قصه سر دراز داره
  • Happy go lucky   سر به هوا
  • there isn’t a cat in hell’s chance   یه ذره شانس هم نداشتن
  • She doesn’t even cough without her father’s permission   بدون اجازه پدرش حتی آب نمی خوره
  • none whatsoever    به هیچ وجه
  • It’s beyond your dignity    دور از شان شماست
  • Pull the rug from under somebody    زیرآب کسی رو زدن
  • To hold someone dear   لی لی به لالای کسی گذاشتن
  • My mother hold my brother dear    مادرم برادرم را لوس میکنه یا لیلی به لالاش میذاره
  • It was brutal   خیلی بی رحمانه بود
  • How dare you?   چطور جرات میکنی این حرف رو بزنی؟
  • The sea is full of other fish   آدم قحطی نیست
  • one’s number is up   کارت تمومه
  • as white as a sheet   رنگت مثل گچ سفید شده
  • Shake a leg!   یالا،عجله کن
  • I am singlehanded   دست تنهام
  • I had fortune on my side   بخت یارم بود
  • Come clean   صادق بودن
  • Let sleeping dogs lie!   سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند- دنبال شر گشتن
  • Leave it to me   همه کارها رو به من بسپار
  • Such a guy!   !این دیگه کیه! / عجب آدمیه
  • So unobservant   خیلی بی توجهی
  • Drag one’s feet   این پا اون پا کردن، لفت دادن
  • If you keep dragging your feet, you’ll miss the train   اگه لفتش بدی، قطارو از دست میدی
  • Worse comes to worst   دیگه بدتر از این نمیشه
  • I know it from A to Z   من از تمام ماجرا باخبر هستم
  • Truth hurts   حقیقت تلخ است
  • That’s so annoying   (واقعا آزار دهنده س (ضد حاله
  • Keep in the picture   ‌در جریان امور قرار دادن
  • Never say die   به دلت بد نیار
  • power to you   or   more power to your elbow:  خدا قوت
  • on the tip of my tongue   نوک زبونمه
  • Eat your word   حرفتو پس بگیر
  • Don’t rub it in   اینقدر به رخ ما نکش
  • to be snake in the grass…  موذی (به قولی موذمار) بودن
  • He/She looks proud   طرف خودشو میگیره
  • under someone’s thumb   گوش به فرمان بودن
  • set the world on fire   شاخ غول راشکستن
  • He/She has a big mouth   او دهن لق است
  • Get out of my face Or Get out of my sight   از جلوی چشمم دور شو
  • I take it as it comes  هر چی شد،شد (هر چه بادا باد)
  • Pull strings  پارتی بازی کردن
  • I am all eyes   چهار چشمی مراقب هستم
  • Fancy meeting you   چه عجب از این طرفا
  • You’re on   قبولت دارم
  • let bygones be bygones     گذشته ها گذشته
  • dig in….   بزن تو رگ
  • You make me sick    حالمو بهم میزنی
  • let me see the john    میخوام برم دست شوی
  • It’s all up with him/her    آب از سرش گذشته
  • Tit for tat    این به اون در
  • cost an arm and a leg…..  خیلی گران
  • It’s my treat   نوبت منه (که حساب کنم)
  • High Five or Up Top   بزن قدش
  • I wish the best for you    بهترینها رو برای شما آرزو می کنم
  • I wish you many years of happiness   سالهای شاد بسیاری را برای شما آرزو دارم
  • Heartiest congratulations   صمیمانه ترین تبریکات
  • as easy as ABC   it’s a piece of cake
  • It’s duck soap   براحتی آب خوردن
  • my hands are tied   دست و بالم بسته
  • hit the roof   از کوره در رفتن
  • Pig Out   زیاد خوردن و سریع خوردن
  • Pedal to the metal   با تمام سرعت رفتن مخصوصا هنگام راندن ماشین
  • I buy it   من قبول دارم   (وقتی کسی چیزی به شما میگه و شما باهاش موافقی میشه از این استفاده کرد)
  • Top of the World   بهتر از این نمیشم
  • you’re on your own   خودتی و خودت
  • Let it go   بی خیالش شو
  • you’re a complete idiot   تو یه احمق به تمام معنا هستی
  • you’re crowding me   داری باعث میشی سردرد بگیرم
  • This is the limit   دیگه شورش در اومده
  • I misjudged you   دربارت اشتباه میکردم
  • Hit the bricks   بزن به چاک
  • Make a big deal about something   از کاه کوه ساختن
  • It was so gross   خیلی خفن بود
  • jack of all trades and master of none   همه کاره و هیچ کاره
  • walk on eggs   ریسک کردن
  • Back down   از خر شیطون پایین بیا
  • It’s apples and oranges   هر کسی بجای خودش
  • easy come easy go   باد اورده را باد میبرد
  • under a cloud   مظنون بودن- مورد بد گمانی بودن
  • to stab one’s in the back   از پشت خنجر زدن
  • Fair weather friend   رفیق نیمه راه
  • Long story short   خلاصه کنم
  • Get to the point   برو سر اصل مطلب
  • They are a perfect match   اونا خیلی به هم میان
  • Don’t get fresh with me   پررویی نکن
  • That’s good stuff   چیز خوبیه
  • Tie the knot   ازدواج کردن
  • Kick The Bucket   مردن
  • stick to your guns   روی حرفت وایسا
  • keep your back covered   کار از محکم کاری عیب نمی کنه
  • i am of a quiet few friend    من بیشتر از اونچه که فکر میکنی دوست دارم
  • Have fun for me    بجای منم خوش بگذرون
  • Let me have my say!   بذار حرفمو بزنم
  • You have my word   بهت قول میدم
  • business is business   حساب حسابه کاکا برادر
  • I salute you   درود بر شما
  • He/she is cold fish   آدم بد عنقیه
  • I can handle it   می تونم از پسش بر بیام
  • I’m gonna level with you   می خوام باهاتون روراست باشم
  • Do your best   تمام تلاشت رو بکن
  • I’m starving   بدجوری گشنمه
  • I wasn’t born yesterday   موهامو تو آسیاب سفید نکردم
  • call the shots   حرف اول زدن
  • Don’t be a drip    لوس نشو
  • I have extra mouth to feed    یه شکم دیگه رو هم باید سیر کنم
  • sound fair?    منصفانه است؟
  • Make a hole   راه رو باز کنید
  • Get rid of him/her   از شرش خلاص شو
  • Damn straight   کاملا درسته
  • cut it out   تمومش کن
  • break it up   تمومش کن
  • curiosity killed the cat   فضولی موقوف
  • catch my eye   چشممو گرفت
  • It’s not my taste   باب میلم نیست
  • have your cake and eat it    هم خدا هم خرما را خواستن
  • Play it cool   خونسرد رفتار کردن، عادی رفتار کردن
  • You’re a disgrace   تو مایه آبروریزی هستی
  • What’s done is done   کاری که شده دیگه شده
  • your guess is as good as mine   منم به اندازه تو می دونم
  • Their defense was found wanting. (be found wanting)   به اندازه ی کافی خوب نبودن / خیلی مناسب نبودن
  • I cross my fingers for you   برات آرزوی موفقیت می کنم
  • every Tom dick and Harry knows هر کس و ناکسی می دونه

y young once

آدم  همیشه که جوان نمی ماند؛ قدر جوانی را بدان.

Your sins will find you out

مکن بد که بد بینی از یار نیک       نروید ز تخم بدی بار نیک

غم و شادمانی نماند  و لیک         جزای عمل ماند و نام نیک

You can’t make an omelette/omelet without breaking eggs

تا خراب نشود، آباد نمی شود؛ بی مایه فطیر است.

You can not serve God and mammon

هم خدا خواهی و هم دنیای دون

این محال است و جنون ای ذولفنون

You may end him but you’ll not mend him

توبه گرگ مرگ است.

You can lead a horse to water, but you can’t make him drink

هیچ کاری با زور درست نمی شود؛ زور همیشه کارساز نیست.

You win some/a few, you lose some/a few

زندگی برد و باخت دارد.

You are what you eat.

غذای انسان ماهیت انسان را می سازد.

You have take the good with the bad

باید خوب را با بد پذیرفت.

A Younger idler, an old beggar

جوان بیکار امروز، گدای پیر فرداست.

در جوانی کار کن تا در پیری گدایی نکنی.

You reap what you sow.

خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم

دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم

You pay your money and you take your choice

هر چقدر پول بدهی همان قدر آش می خوری.

You can do anything, but not everything

شما می توانید هر کاری را انجام دهید اما نمی توانید همه کارها را انجام دهید.

You can’t put the clock back

گذشته ها گذشته است.

Years teach us more than books

سالها بیشتر از کتابها به ما درس می دهند.

You want a thing done, do it yourself

کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

You can’t keep a good man down

خواستن توانستن است.

You saw nothing, you heard nothing

شتر دیدی ندیدی.

You took the words out of my mouth

جانا سخن از زبان ما می گویی.

You are scraping the bottom of the barrel.

ملاقه ات به ته دیگ خورده است.

You can’t win.

مقسّمت ندهد روزی که ننهادست.

You can educate a fool, but you can not make him think

آدم احمق را می توان تربیت کرد  اما نمی توان به تفکر واداشت.

You can’t have your cake and eat it too

نی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را.

You can’t take it with you when you die

ثروت را به هنگام مرگ با خود  به گور نتوان برد.

You can not put out a fire with oil

آتش را با آتش خاموش  نتوان کرد.

You can not wash a black a more white

که زنگی به شستن نگردد سفید.

You can not catch old birds with chaff.

عنقا را به دام نتوان گرفت.

You must lie on the bed you have made

خود کرده را تدبیر نیست.

You are a back seat driver

کنار گود نشستی و می گویی لنگش کن.

You  may know by a handful the whole sack

مشت نمونه خروار است.

You can not burn the candle at both ends

نی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را.

You can’t dance at two weddings.

با یک دست نمی توان دو هندوانه بر داشت.

You can’t mend a broken egg

آب رفته به جوی بر نگردد.

You can not sell the cow and drink the milk

نی شود هم خدا را بخواهی و هم خرما را.

You buy land, you buy stones, you buy meat, you buy bones

گنج بی مار و گل بی خار نیست.

You can not get blood out of stone.

از آب کره نتوان گرفت.

Your love will be in my heart at all times.

اگر مرگم به نامردی نگیرد      مرا مهر تو در دل جاودانی ست

و گر عمرم به ناکامی سر آید   تو را دارم که مرگم زندگانی ست

Your wish is my command

از تو به یک اشارت از ما به سر دویدن.

جسم و جان و هر چه هستم  آن توست      حکم و فرمان جملگی فرمان توست

You must grin and bear it

باید بسوزی و بسازی.

You can’t see the wood for the trees.

آنقدر سمن است که یاسمن پیدا نیست.

You can’t make bricks without straw

با دست خالی نمی توان کاری انجام داد.

You can not get a quart into a pin pot

نمی توان بحر را در کوزه ریخت.

You are responsible for you

هر کس ضامن دوزخ و بهشت خویش است.

You can’t please everyone.

همه را نمی توان از خود راضی  نگه داشت.

You cannot unscrambles eggs.

کاری است گذشته، سبویی است شکسته.

You cannot teach an old dog new tricks

پیر را تعلیم دادن مشکل است.

You cannot make a silk purse out of a sow’s ear

از تخم مرغ پشم نتوان چید.

You should never judge a book by its cover.

از روی ظاهر نباید قضاوت کرد.

ما برون را ننگریم و قال را           ما درون را بنگریم و حال را

You have to crawl before you can walk.

قبل از راه رفتن باید خزیدن رایاد گرفت.

You can catch more flies with honey than you can with vinegar

هر کاری راهی دارد.

W, w

When it rains, it pours

چو بد آید هر چه آید بد شود.

بدبختی نمی آید وقتی هم می آید پشت سر هم می آید.

Whatever happens is for the best

هر چه پیش آید خوش آید.

Whoever knocks on a door and persists will be allowed in

گفت پیغمبر که چون کوبی دری

عاقبت زان در برون آید سری

Where there is muck, there’s luck/brass

آدم پولدار شانس هم دارد.

When the cat’s away the mice will play

ماه درخشنده چون پنهان شود     شب پرّه بازیگر میدان شود

What is done can’t be undone.

آب رفته به جوی برنگردد، گذشته ها گذشته است.

When in Rome do as the Romans do

خواهی نشوی رسوا  همرنگ جماعت شو.

Where there is a will, there is a way

خواستن، توانستن است.

the Way to a man’s heart is through his stomach

برای بدست آوردن دل مردان باید از طریق شکمشان وارد شد.

Without music, life is a journey through a desert

بدون موسیقی، زندگی به منزله سفر کردن از بیابان است.

What we acquire without sweat we give away without regret

هر آنچه آسان یافتی، آسان دهی از دست.

Well begun is half done

شروع خوب نصف کار است.

Winners never cheat and cheaters never win

آدمهای برنده هرگز کلک نمی زنند و آدمهای متقلب هرگز برنده نمی شوند.

When money speaks, the truth remains silent

وقتی پول حرف می زند حقیقت سکوت اختیار می کند.

When a thing is done, advice comes too late

بعد از وقوع واقعه، پند و تدبیر دیگر بکار نیاید.

Waste not, want not

اسراف نکن تا محتاج نشوی.

a Watched pot never boils

زمان انتظار دیر می گذرد.

Will is the key of the victories

رمز پیروزی اراده است.

the Wish is father to the thought

شتر در خواب بیند پنبه داند؛ فکر باطل ز تمنا خیزد.

a Wise man avoids edged tools

آدم دانا به نشتر نزند مشت.

a Word to the wise is enough/sufficient

در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

ازین به نصیحت نگوید کست     اگر عاقلی یک اشارت بس است

Word cut more than sword

زبان برنده تر از شمشیر است.

the Worm will turn

چو دست از همه حیلتی در گسست       حلال است شمشیر بردن به دست

وقت  ضرورت  چو  نباشد  گریز  دست  بگیرد  سر  شمشیر  تیز

What is bred in the bone, will never come out of the flesh

اصل بد نیکو نگردد هر که بنیادش بد است.

Wall have ears

مکن پیش دیوار غیبت بسی      بود، کز پسش گوش دارد کسی

Who chatter to you, will chatter of you

هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد

بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد

Who has skirts of straw needs fear to fire

کسی که دامن حصیری دارد باید از آتش فاصله بگیرد.

کسی که بار شیشه دارد نباید به دیوانه سنگ بیاندازد.

When love is not madness, it is not love

عشق که به حد دیوانگی نرسید، عشق نیست.

عاشق آن باشد که چون آتش بود           گرم رو سوزنده و سرکش بود

What the eye sees not, the heart ruse not

اگر دیده نبیند، دل نخواهد.

When good cheer is lacking, our friends will be packing

یار نیک را در روز بد شناسند.

While the grass grow, the cow starves

بزک نمیر بهار میاد، خربزه با خیار میاد.

Who longest wait of all surely wins

صبر آرد آرزو را نی شتاب؛ صبر مایه پیروزی است.

We are on a different wavelength

آبمان به یک جوی نمی رود.

We live for a good time not for a long time

کیفیت زندگی مهم تر از کمیت زندگی است.

Who knows much, will suffer much

هر که بیشتر می فهمد بیشتر رنج می برد.

What the heart feels the tongue speaks

آنچه بر دل فرود آید، بر زبان آید.

Who keeps company with the wolf will learn to howl

انگور ز انگور همی گیرد رنگ.

کمال همنشین در من اثر کرد    و گرنه من همان خاکم که هستم

Water is life’s matter and matrix, mother and medium.

آب مایه حیات است؛ بدون آب نمی توان زندگی کرد؛ آب آبادانی است.

Water which is to pure has no fish

آب پاک و تمیز ماهی ندارد.

Wishes don’t wash the dishes

با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود.

a Wonder lasts but nine days

آتش تند زود خاکستر می شود.

a Work well begun is half done

کاری که خوب شروع شده باشد در واقع نیمی از آن انجام شده است.

When/where one door shuts another opens

خدا گر به حکمت ببندد دری       گشاید به فضل و کرم در دیگری

When the word is out it belongs to another

سخن تا نگویی بر او دست هست    چو گفته شد یابد او بر تو دست

When the head aches, all the body is out of tune

چو عضوی بدرد آورد روزگار       دگر عضوها را نماند قرار

What is a workman without his tools

ز بی آلتان کار ناید درست؛ بدون ابزار و وسایل کاری نمی توان انجام داد.

Wedlock is a padlock

ازدواج، اسارت است.

ای گرفتار پایبند عیال                 دیگر آسودگی مبند خیال

Work while it is day

تا تنور داغ است نان باید پخت.

the Weakest goes to the wall

هر چه سنگ است به پای لنگ است؛ سنگ به در بسته می خورد.

When candles are away all cats are grey

شب گربه سمور نماید.

We are shot with our own arrow

خود کرده را تدبیر نیست؛ از ماست که بر ماست.

Wear the pants in the family

تصمیم گیرنده بودن؛ حرف آخر را زدن؛ رئیس بودن

a Woman’s place is in the home

خانه بدون زن گورستان است.

زن بلا باشد به هر کاشانه ای       بی بلا هرگز مبادا خانه ای

a Woman’s work is never done

کار خانم ها هیچ وقت تمام نمی شود.

Walnuts and pears you plant for your heirs

هر چه نیکی کنید آن نیکی به خود کرده اید.

When the wine is in, the wit is out

شراب، عقل از سر بیرون کند.

When the pot boils over, it cools itself

فواره چون بلند شود سرنگون شود.

Wisdom is better than strength.

آدمی را عقل می باید نه زور.

What you pay, what you get

هر چقدر پول بدهی همان قدر آش می خوری.

What is past, is past

گذشته ها گذشته است.

Who laughs last, laughs longest

آن خوش است ای جان که فرجامش خوش است.

While there is life, there is hope

تا زندگی هست، امید هست.

What you lose on the swings, you gain on the roundabouts

دری نبست زمانه که دیگر دری نگشاید.

ایزد هرگز دری نبندد بر تو    تا صد دیگری به بهتری نگشاید

What is told in the ear of a man, is often heard a hundered miles away

حرفی که از دهان بر آید، گرد جهان در آید.

Wonders will never cease.

معجزه هنوز هم اتفاق می افتد.

Water is the best thirst quencher

آب بهترین فرو نشاننده عطش است.

Want is the mother of industry

احتیاج مادر اختراع است.

What is taken in with the milk, only goes out with the soul.

با شیر اندرون شده با جان بدر شود.

When drink enters, wisdom departs

شراب که از در، در آمد        عقل و هوش از کف برفت

Worrying never did anyone any good

نگرانی دردی را درمان نمی کند.

Wake not a sleeping dog

فتنه در خواب است بیدارش مکن.

We seek water in the sea

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم.

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد         وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

We cannot learn without pain.

بدون رنج و زحمت، علم حاصل نمی شود.

We lie loudest when we lie to ourselves

وقتی به خودمان دروغ می گوییم آن را بلندتر فریاد می زنیم.

When in doubt do nowt/ nothing

روزه شک دار نگیر.

Who knows he knows nothing knows much.

هرگز دل من ز  علم  محروم  نشد    کم ماند ز اسرار که معلوم نشد

هفتاد و دو سال فکر کردم شب وروز  معلومم شد که هیچ معلوم نشد

Who knows what tomorrow holds.

که داند که فردا چه زاید زمان؛ هیچکس از آینده خبر ندارد.

When things got to the worst they will mend

تا پریشان نشود کار به سامان نرسد؛ خرابی مقدمه اصلاح است.

When angry, count a hundred

هر وقت عصبانی شدی یک لیوان آب بخور.

What costs little is little esteemed.

نداند کسی قدر روز خوشی       مگر روزی افتد به سختی کشی

What can’t be cured must be endured.

چو نتوان بر افلاک دست آختن   ضروری است با گردشش ساختن

Water does not tickle out of his hand

آب از دستش نمی چکد.

Writing of ideas is the capital of future

نگارش اندیشه ها، سرمایه آینده است.

Woman’s dreams go by contraries

خواب زن چپ است.

Win a few, lose a few

آدم گاه برنده است، گاه بازنده.

Words are but wind.

حرف باد هواست.

Why buy a cow when milk is so cheap.

چرا باید یک گاو بخری وقتی که شیر اینقدر ارزان است. ( آفتابه خرج لحیم کردن است )

War and love are as full of trouble as pleasure

جنگ و عشق هر آنقدر لذت بخش باشند به همان قدر دردسرساز هم هستند.

Wear the old coat, but buy the new book.

لباس کهنه ات را بپوش اما کتاب تازه بخر.

Wake up and smell the coffee.

ششدانگ حواس خود را جمع کردن

Work one’s fingers to the bone

جان کندن؛ سخت کار کردن

Warm the cockles of somebody’s heart

کسی را خوشحال کردن.

Weigh the pros and cons.

معایب و محاسن کاری یا چیزی را سنجیدن.

Work all the hours God sends

بکوب کار کردن؛ شبانه روز کار کردن

Wear one’s heart on one’s sleeve.

بی شیله پیله بودن؛ صاف و ساده بودن

When pigs fly.

خدا را چه دیدی!؛ در همیشه روی یک پاشنه نمی گردد.

Win small, win early, win often

کم ببر، زود ببر، همیشه ببر.

When the hell’s frozen over.

وقت گل نی

Who dares to teach must never cease to learn.

مدرس نباید از مطالعه و آموختن دست بردارد.

Who know who is beautiful and who ugly behind the curtain?

کس چه داند که پس پرده که زیباست، که زشت.

When the dust has settled.

وقتی آبها از آسیاب افتاد؛ وقتی سر و صداها خوابید.

When it comes to the crunch.

موقعش که برسد؛ وقتش که برسد.

Where there are bees there is honey.

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.

Where there is no justice there is no joy.

آنجا که عدالت نیست، خوشی هم  نیست.

a Willing horse is run to death.

هر کسی را بهر کاری ساختند.

a Word before is worth two after.

علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.

a Woman conceals what she knows not.

مگو از هیچ نوعی پیش زن راز    که زن رازت بگوید جمله سرباز

a Word spoken is past recalling.

آب رفته به جوی بر نگردد؛ گذشته‌ها گذشته است.

the Way to get along is to go along.

همزیستی در همراهی است.

the Wolf may lose his teeth, but never his nature.

مار پوست می اندازد، خوی نمی اندازد.

When two Sundays meet.

هر وقت خورشید از مغرب بر آید؛ وقت گل نی.

What everybody says must be true.

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.

We all make mistakes.

انسان جایزالخطاست.

Why keep a dog and bark yourself?

چرا آدم باید سگ داشته باشد ولی خودش پارس کند.

Where there is peace, God is.

هر جا که صفا هست در آن نور خدا هست.

Where there is love, there is no coercion.

هر جا سخن از عشق است زور و اجباری در کار نیست.

Whatever comes from a friend is good.

هر چه از دوست رسد نیکوست.

When I am no more, let happen what may.

پس از من کو جهان را آب گیرد.

Winning isn’t everything.

برد و پیروزی که همه چیز نیست.

Winning is earning, losing is learning.

پیروزی موفقیت است و شکست تجربه.

What soberness conceals, drunkenness reveals.

مستی راستی می آورد؛ آدم مست راستگو است.

Where ignorance is bliss, its folly to be wise.

جایی که جهالت برکت است، دانایی احمقی است.

Without sleep, no health.

خواب برای سلامتی لازم است.

When the shit hits the fan.

خر تو خر که شد؛ اوضاع شیر تو شیر که شد.

What goes up must come down.

فواره چون بلند شود سرنگون گردد.

a Woman can beat the devil.

زن شیطان را هم می تواند شکست دهد؛ شیطان از زن درس می آموزد.

a Word before is worth two after.

چنگ اول به از صلح آخر.

a Wise head keeps a shut mouth.

ترا خاموشی ای خداوند هوش     وقارست و نا اهل را پرده پوش

the Whole dignity of a man lies in the power of thought.

بزرگی هر کس در طرزفکر و تفکر اوست.

What is done can’t be undone.

چو تیر از کمان رفت نیاید به شست باز.

Without justice, courage is weak.

بدون عدالت، شجاعت کار ساز نیست.

When you play you must pay.

بازی اشکنک سر شکستنک هم دارد.

هر کس خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند.

What goes around, comes around.

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت.

Where there is love, there is pain.

عشق بدون رنج نیست؛ عشق با سختی همراه است.

Why should the devil have all the best tunes ?

خربزه شیرین نصیب کفتار می شود.

What is sauce for the goose is sauce for the gander.

بر کس مپسند آنچه ترا نیست پسند.

When character is lost, all is lost.

هیچ چیزی مهم تر از آبرو نیست.

Without friends a tree like without roots.

آدم بی دوست، مثل درخت بی ریشه است.

When ambition ends, happiness begins.

پایان جاه طلبی، آغاز خوشبختی است.

What a man says drunk, he thinks sober.

مستی و راستی.

What can you expect from a hog but a grunt?

از کوزه همان برون تراود که در اوست.

از خوک جز خرخر کردن چیزی نمی توان انتظار داشت.

When the drink is in, the truth is out.

مستی و راستی.

When poverty come in the door, love goes out the window

فقر که از در درآمد عشق از پنجره بیرون رفت.

Write your inguries in the sand, kindness in marble

بدی ها را روی شن بنویس وخوبیها را روی سنگ مرمر.

When there is no trust, there is no love.

وقتی که اعتماد نباشد عشق هم نیست.

Whatever comes up is welcomed

هر چه پیش آید، خوش آید.

What must be, must be

از تقدیر گریزی نیست؛ آنچه باید بشود می شود.

What goes around, comes around

چیزی که عوض دارد، گله ندارد.

A, a

Any port in a storm

در بیابان لنگه کفش کهنه نعمت است.

Actions speak louder than words

به عمل کار برآید به سخندانی نیست.

Act so in the wally that need not fear  those who stand on the hill

آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

As you make your bed you must lie on it

خود کرده را تدبیر نیست.

Absence makes the heart grow fonder

جدایی تا نیفتد دوست قدر دوست کی داند.

All good things come to an end

چراغ هیچکس تا صبح نمی سوزد.

All work and no play make Jacks a dull boy

تنوع چاشنی زندگی است.

All things come to him who waits

گرصبر کنی زغوره حلوا سازی؛گوساله به روزگار گاوی گردد.

All’s fair in love and war

در عشق و جنگ هر کاری رواست.

Ask and you shall receive

پرسان، پرسان می توان رفت هندوستان.

an Apple a day keeps the doctor away

روزی یک سیب بخور تا از طبیب بدور مانی.

April showers bring forth May flowers

تا باران نبارد گل نروید.

All’s well that ends well

شاهنامه آخرش خوش است؛ جوجه‌ها را آخر پاییز می شمارند.

All roads lead to Rome

همه راهها به رم ختم می شود.

After a storm comes a calm

آرامش پس از طوفان می آید.

After death the doctor

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی.

All truths will not bear telling

هر حقیقتی را نباید به زبان آورد.

Affection blinds reason

محبت آدم را کور می کند.

an Artist lives every where

وجود مردم دانا مثال زر و طلاست   که هر کجا برود قدر و قیمتش دانند

All are not hunters that blow the horn

هر که ریش دارد بابا نیست؛ هر که شیپور دارد شکارچی نیست.

All doors open to politeness

ادب تاجی  است از نور الهی      بنه بر سر برو هر جا که خواهی

Attack is the best form of defense

دست پیش زوال ندارد؛ حمله بهترین نوع دفاع  است.

As you sow, as you reap

چو دشنام گویی، دعا نشنوی              بجز کشته خویش ندروی

نپندارم ای در خزان کشته جو              که گندم ستانی بوقت درو

As the work, so the pay

مزد خر چرانی، خر سواری است.

an Ass is but an ass though laden with gold

خر اگر جل اطلس بپوشد باز هم خر است.

Art is long, life is short

علم آمد فراوان ، عمر کوتاه.

As you salute, you will be saluted

بود حرمت هر کس از خویشتن.

کمم گیری کمت گیرم ، نمرده ماتمت گیرم.

All things are difficult before they are easy

معما چو حل گشت آسان شود.

Action is the proper fruit of knowledge

بار درخت علم ندانم بجز عمل.

Adam’s ale is the best brew

آب بهترین مشروب است.

All are not thieves that dogs bark at

هر کسی را که سگ پارس می کند دزد نمی توان گفت.

All cats are grey in the dark

شب گربه سمور می نماید.

All’s fish that comes to the net

نگه دار فرصت که عالم دمیست.

Appearances are deceptive

ظواهر فریبنده اند.

Ask no questions and hear no lies

نپرس تا دروغ نشنوی.

All things are possible with God

خدا برهر کاری تواناست.

Adam ate the apple, and our teeth still ache

چوب دیگران را خوردن

As well be hanged for a sheep as a lamb

دزد به دار آویخته می شود چه برای یک گوسفند جه برای یک برهّ.

the Apple doesn’t fall far from the tree

میوه پای درخت می افتد.

the Apples on the other side of the wall are the sweetest

مرغ همسایه غاز است.

نعمت ما به چشم همسایه         صد برابر فزون کند پایه

Accidents will happen in the best regulated families

با قضا و قدر کارزار نتوان کرد.

Accident(s) will happen

با سرنوشت نمی توان جنگید؛ حادثه خبر نمی کند.

All men are members of the same body

بنی آدم اعضای یکدیگرند         که در آفرینش ز یک گوهرند

All his gees are swan

مرغ خودش را غاز می داند.

Ask much to have a little

به مرگ گیر تا به تب راضی شود.

All is grist that comes to his mill

از تخم مرغ پشم می چیند؛ از آب کره می گیرد.

All is for the best

هر چه پیش آید خوش آید.

Always have two strings to your bow

کار از محکم کاری عیب نمی کند.

Abstinence is the best medicine

امساک و پرهیز بهترین دارو است؛ سلامتی تن در پرهیز است.

Accusing the times is but excusing ourselves.

از ماست که بر ماست؛ خود کرده را تدبیر نیست.

Adversity often leads to prosperity

بنیاد غم وشادی بس دیر نمی پاید

هر صبح ز پی شامی، هر شب سحری دارد

After night comes the dawn

ای دل صبور باش و نخور غم که عاقبت

این شام  صبح گردد و این شب سحر شود

After sorrow comes joy

در پس هر گریه آخر خنده ایست        مرد آخربین مبارک بنده ایست

Answer one in his own language

کلوخ انداز را پاداش سنگ است؛ جواب های، هو است.

April and May are the keys of the year

سالی که نیکوست از بهارش پیداست.

All covet, all lose

آدم حریص همیشه محروم است.

All fellows in football

بازی اشکنک، سر شکستنک دارد.

Any time means no time

هر وقت به معنای هیچ وقت است.

All clouds bring not rain

نه آبستن درّ بود هر صدف؛ هر ابری باران ندارد.

All talk and no trouser

به عمل کاربرآید به سخندانی نیست.

All that glitters is not gold

هر درخشنده ای طلا نیست؛ هر گردی  گردو نیست.

Anger has no eyes

خشم کار شیطان است؛ خشم چشم و گوش ندارد.

At foot of the candle it is dark

پسر کفاش همیشه پا برهنه است؛ پای چراغ تاریک است.

Absence sharpens love, presence strengthens it

دوری و دوستی؛ با اهل زمانه صحبت از دور خوش است.

All things must pass

هر چیزی پایانی دارد.

All you need is love

هر انسانی به محبت نیاز دارد.

All the world loves a lover

طفیل هستی عشقند آدمی و پری.

Act quickly, think slowly

خوب تامل کن، زود دست بکار شو.

Act today only tomorrow is too late

کار امروز به فردا مفکن.

Advice most needed is least heeded

پند گفتن با جهول خوابناک                تخم افکندن بود در شوره زار

با سیه دل چه سود گفتن وعظ         نرود میخ آهنی در سنگ

All frills and no knickers

پز عالی، جیب خالی.

All flowers are not in one garden

همه گلها در یک باغ پیدا نمی شوند.

After dinner sit a while, after supper walk a mile

بعد ازخوردن نهاراستراحت کن، بعد ازخوردن شام قدم بزن.

As poor as a church mouse

در هفت آسمان یک ستاره نداشتن؛ گورم کجاست که کفنم باشد.

As soon as a man is born, he begins to die

انسان از لحظه تولد  به سوی مرگ گام بر می دارد.

Adventures are to the adventurous

آدم ماجراجو در کمین خطر است؛ مارگیر را مار می کشد.

Adversity makes strange bedfellows

فقر و نداری  دوستان را هم  بیگانه می کند.

an Army marches on it’s stomach

سپاه بی خزینه نتوان داشت.

As the twig is bent, so is the tree inclined

نهد شاخ پر میوه سر بر زمین.

درخت هر چه بارش بیشتر می شود سرش فروتر می آید.

All truths are not to be told

هر حقیقتی را نباید بر زبان آورد.

Anger is momantary madness

خشم نوعی جنون آنی است؛ خشم دیوانگی کوتاهی است.

Argue the toss

یکی به دو کردن؛ دهن به دهن شدن

As you bake, so shall you brew

آشی است که خودت پخته ای.

چو تو خود کنی اختر خویش را بد    مدار از فلک چشم  نیک اختری

Ask a silly question and you get a silly answer

سوال احمقانه بپرس تا جواب اخمقانه بشنوی.

All abroad and nothing at home

پز عالی، جیب خالی.

Age and wedlock tame man and beast

پیری و ازدواج  آدم را رام  و مطیع می کند.

Appetite comes with eating

اشتها زیر دندان است.

Agree to differ/disagree

عیسی و موسی هر کدام به دین خود بودن

All for one and one for all

غم جمله خور در هوای یکی         مراعات صد کن برای یکی

All cat’s love fish but hate to get their paws wet

هر که را طاووس خواهد جور هندوستان کشد.

All hat no cattle; All frills no knickers; All sizzle no steak

از سرمایه و عمل خبری نبودن

Always care about your flowers and friends

همیشه مواظب دوستان و گلهای خود باشید.

the Anvil fears no blows

از آن بیدها نیست که با این بادها بلرزد.

Anger edges valor

خشم به آدم شجاعت می بخشد؛ خشم شمشیر تیز و برّان است.

Always look both ways before crossing the street

احتیاط به خرج دادن؛ با احتیاط عمل کردن

Advice is cheap

نصیحت خرجی ندارد.

.All men are mortal

همه انسانها فناپذیر هستند.

.All experience is education for the soul

همه تجربه ها جهت تربیت روح و نفس است.

.All days are short to industry and long to idleness

زمان برای آدم بیکار خیلی به کندی می گذرد.

.All things grow with time except grief

گذشت زمان از شدت غم و اندوه می کاهد.

.Absence increases sorrow

غیبت طولانی باعث افزایش اندوه می شود.

P, p

Prevention is better than cure

پیشگیری بهتر از درمان است.

practice makes perfect

کار نیکو کردن از پر کردن است.

the Pen is mightier than the sword

تیغ علم از تیغ آهن تیزتر          بل ز صد  لشکرظفر انگیز تر

People who live in glass houses shouldn’t throw stone

عیبجو عیب خودش را نمی بیند.

Precious good are contained in small parcels

کوتاه خردمند به از نادان بلند است.

O, o

an Ounce of prevention is better than a pound of cure

جنگ اول به از صلح آخر؛ علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.

One who acts through another, acts through himself

هر چه کنی به خود کنی            گر همه نیک و بد کنی

One can not put the clock/time back

زمان گذشته نیاید به بر؛ گذشته ها گذشته است.

Old habits die hard

مار پوست بگذارد و خوی نمی گذارد.

N, n

Never too old to learn

برای آموختن هیچ وقت دیر نیست.

No  man can serve two masters

نی شود هم خدا را خواست و هم خرما را.

Necessity is the mother of invention

احتیاج مادر اختراع است.

No gain without pain

به رنج اندر است ای خردمند گنج        نیابد کسی گنج نابرده رنج

M, m

Make haste slowly

عجله کار شیطان است.

Marry in May, run for aye

هر چیز به وقت خویش نیکوست.

Moderation in all things

در همه کارها میانه گزینی باید کرد.

Measure is medicine

اندازه نگه دار که اندازه نیکوست.

the Morning sun never lasts a day

چراغ هیچکس تا صبح نسوزد.

Man is to man a wolf

انسان گرگ انسان است.

a Man’s best friends are his ten fingers

کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

Much coin, much care

سر بزرگ بلای بزرگ دارد.

Men are not angles

انسان فرشته نیست؛ بشر جایزالخطاست.

L, l

Locking the stable door after the horses are gone

تریاق را بعد از مردن مار گزیده آوردن

نوشدارو پس از مرگ سهراب آوردن

Let the dead bury their dead

خفته را خفته کی کند بیدار.

Lightning never strikes in the same place twice

خانه دزد زده ایمن است؛ صاعقه دو بار در یک جا نمی زند.

Let sleeping dogs lie

چوب در لانه زنبور نکن؛ فتنه در خواب است بیدارش مکن.

Let bygones be bygones

گذشته ها گذشته است؛ آن قدح بشکست و آن پیمانه ریخت.

Least said, soonest mended

با آنکه سخن به لطف آب است      کم گفتن هر سخن صواب است

Look before you leap

زرع نکرده پاره نکن؛ بی گدار به آب نزن.

a Leopard cannot change its spots

عاقبت گرگ زاده گرگ شود        گر چه با آدمی بزرگ شود

K, k

Kings have long arms

هر که را زور در بازوست، زر در ترازوست.

Killing no murder

هیچ خونی به ناحق ریخته نمی شود.

Kill two flies with one flap

با یک تیر دو نشان زدن

Kill the goose that lays the golden eggs

مرغ تخم طلا را کشتن؛ نان خود را آجر کردن

Knowledge is power

بالاتر است آنکه داناتر است.

J, j

Jack of all trades, master of none

آدم همه کاره، هیچ کاره است.

a Jar’s mouth may be stopped, a man’s cannot

در دروازه را می توان بست، ولی دهان مردم را نمی شود بست.

کام و دم مار و نیش کژدم بستن    بتوان، نتوان زبان مردم بستن

Judge not, that ye be not judged

عیب تو خواهی نگوید کس، عیب کس نگو.

Justice is half religion

انصاف ، نصف ایمان است.

a Jealous man is the keeper of his wealth

بخیل برای ثروت خود نگهبان است.

Joy surfeited turns to sorrow

آب ار چه زلال خیزد          از خوردن پر ملال خیزد

Jam tomorrow and jam yesterday, but never jam today

امروز نقد، فردا نسیه.

Jack is as good as his master

گفت و خوش گفت پیر برزیگر       آنچنان مادر این چنین دختر

Jouk and let the jaw go by

رطب خورده منع رطب چون کند.

a Joint pot does not boil

که دیگ شراکت نیاید به جوش.

Just what the doctor ordered

همین و می خواستیم.

the Jewel in the crown

گل سر سبد بودن، سر گل بودن

Just the ticket

خود خودش است.

the Joker in the pack

عنصر ناسازگاربودن؛ وصله ناجور بودن

Jump in at the deep end

خود را به دردسر انداختن

I, i

It’s easy to be wise after the event

معما چو حل گشت آسان شود.

It’s a long lane that has no turning

در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد.

If a thing worth doing, it is worth doing well

کارنیکو کردن از پر کردن است؛ کار را که کرد آنکه تمام کرد.

If at first you don’t succeed, try, try again

اگر بار اول موفق نشدی دوباره بکوش و بکوش و بکوش.

If you can’t lick/beat them, join them

جنگ و زور آوری مکن با مست

پیش سر پنجه در بغل نه دست

H, h

He who pays the piper calls the tone

هر چقدر پول بدهی همان قدر آش می خوری.

Half a loaf is better than none/no bread

کاچی به از هیچی است.

a Hungry man is an angry man

آدم گرسنه ایمان ندارد.

He has a loose tongue

آدم دهن لقی است.

Haste makes waste

عجله کار شیطان است؛ شتاب کلید اندوه است.

He who hesitates is lost

کارها به صبر بر آید و مستعجل به سر در آید.

Honesty is the best policy

درستی بهترین سیاست است.

G, g

a Good wine needs no bush

اگرهست مرد از هنر بهره ور      هنر خود بگوید نه صاحب هنر

اگر مشک خالص نداری، مگوی    ورت هست خود فاش گردد ببوی

Give a dog a bad name and hang him

گر سر آزار داری،  بهانه بسیار داری.

God help those who help themselves

از تو حرکت، از خدا برکت.

Great promise, small performance

سنگ بزرگ علامت نزدن است.

F, f

Faint heart never won fair lady

عروس ملک کسی در کنار گیرد تنگ

که بوسه بر لب شمشیر آبدار نهد

the First blow is half the battle

ضربه اول نیمی از مبارزه است.

Fair exchange, no robbery

آنچه عوض دارد گله ندارد.

a Fault confessed is half redressed

گنه را عذر شوید جامه را آب.

اعتراف به خطا  نیمی از بخشودگی است.

E, e

Every dog is a lion at home

سگ در خانه صاحبش شیر است.

Every light has its  shadow

هر گلی را خزانی در کمین است.

Either win the saddle or lose the horse

یا سر می رود یا کلاه می آید.

the End justifies the means

هدف وسیله را توجیه می کند.

Experience is the mother/father of wisdom

تجربه مادر/پدر خرد است.

Experience is the best teacher

تجربه بهترین معلم است.

D, d

Deeds not words

آزادگی مرد بکار است نه گفتار  آن به که عمل باشد و گفتار نباشد

Do well and have well

هر که به نیکی عمل آغاز کرد       نیکی او روی بدو باز کرد

Divide and rule

تفرقه بیانداز و حکومت کن.

the Darkest hour is that before down

نومید  مشو ز چاره جستن          کز دانه شگفت نیست رستن

Don’t put off for tomorrow what you can do today

کار امروز به فردا مفکن.

a Door must either be shut or open

نی شود هم خدا را خواست و هم خرما را.

a Desperate man needs no help

از جان گذشته را به مدد احتیاج نیست.

Don’t cry over split milk

طرب نوجوان ز پیر مجو       که دگر ناید آب رفته بجوی

B, b

Bad actions lead to worse reaction

همینت پسند است اگر بشنوی    که گر خار کاری، سمن ندروی

Better bad now than worse later

جنگ اول به از صلح آخر.

Bad news travels fast

خبر بد زود پخش می شود.

a Bad workman blames his tools

عروس نمی تواند برقصد می گوید زمین کج است.

Barking dogs seldom bite

سگ لاینده، گیرنده نبود.

Birds of a feather flock together

کبوتر با کبوتر باز با باز     کند همجنس با همجنس پرواز

Bargain is bargain

حساب حساب است، کاکا برادر.

the Best of friends must be apart

خورشید رخا ز بنده تحویل مکن    این  دخل مرا به هجر تبدیل مکن

خواهی که ز من جدا شوی بی سببی  خود دهر جدا کند تو تعجیل مکن

C, c

Cross the stream where it is shallowest

گره کز دست بگشاید چرا آزار دندان را.

Charity begins at home

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

Cowards die many times before their deaths

آدم نترس یکبار می میرد آدم ترسو هزار بار.

هر که ترسید مرد ، هر که نترسید برد؛ ترس برادر مرگ است.

Cut the cackle and come to the hosses

دو صد گفته چون نیم کردار نیست.

Cross the bridge when one comes to it

چو فردا شود فکر فردا کنیم.

Clothes do not make the man

آدم را به جامه نشناسند؛ لباس طریقت به تقوا بود

پایان

 

بخش آخر از کاردوآنلاین گرفته شده است.

 

کاربران آنلاین

ما 72 مهمان آنلاین داریم

تصحیح رایتینگ آیلتس و تافل - Writing Correction IELTS & TOEFL-Asre-Zaban.ir

 

مراکز برگزاری آزمون آیلتس در ایران

مرکز برگزاری آیلتس در ایران عصر دین و دانش-آکادمی عصرزبان - Asre-Dino Danesh IELTS center

مرکز برگزاری آیلتس در ایران - ایرسافام IRSAFAM IELTS Center - آکادمی عصرزبان (ایرانیان)

مرکز برگزاری آیلتس در ایران - دانشگاه آزاد اسلامیAzad University IELTS Center - آکادمی عصرزبان (ایرانیان)

مرکز برگزاری آیلتس در ایران - تهران آیلتس Tehran-IELTS' IELTS Center' - آکادمی عصرزبان (ایرانیان)


كد ساعت و تاريخ